مرتضى راوندى

127

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

جهان طاوس گونه گشت و ديدار * به‌جايى نرمى و جايى درشتى بدان ماند كه گويى از مى و مشك * مثال دوست بر صحرا نوشتى ز گل بوىِ گلاب آيد بدان‌سان * كه پندارى گُل اندر گِل سرشتى دقيقى چهار خصلت برگزيده‌ست * به گيتى از همه خوبى و زشتى لب ياقوت رنگ و ناله چنگ * مى خوش رنگ و دين زردهشتى فردوسى توسى ابو القاسم فردوسى توسى در حدود سال 330 هجرى ( 934 - 935 ميلادى ) در توس متولد شده است ، از دوران كودكى فردوسى اطلاعى در دست نيست ، به حدس مىتوان گفت كه شاعر بزرگ ما در يك خانواده متوسط الحال نشو و نمايافته و پدر او توانسته است ، در شرايط آن روز فرزندش را به‌خوبى تحت تعليم و تربيت قرار دهد ، فردوسى به زبانهاى درى و عربى ، و پهلوى به خوبى آشنا بود ، و در 35 سالگى ، به بخارا و چند نقطهء ديگر مسافرت كرد ، و براى تكميل شاهنامهء ، ابو منصور و تهيه مدارك كافى ، مربوط به گذشتهء ملل ايران ، صرف وقت و بذل كوشش نمود و از اطلاعات دهقانان ، و فلكلورهاى زمان ، براى انجام مقصود والاى خود استفاده كرد و پس از گردآورى اسناد به نظم شاهنامه مشغول شد و با زنده‌كردن تاريخ و داستان‌هاى ملى ايران روح تازه‌يى به زبان و ادب فارسى بخشيد . منظور فردوسى از نظم شاهنامه هنگامى كه فردوسى دست به اين كار بزرگ زد حكومت سامانيان در كمال قدرت بود ، اين شايعه كه فردوسى شاهنامه را به اشاره محمود غزنوى و به اميد شصت هزار دينار او به نظم آورده به هيچ‌وجه صحيح نيست ، زيراكه : فردوسى در آغاز شاهنامه تصريح مىكند كه چون از كار دقيقى و پرداختن او به نظم داستان‌هاى كهن و كشته‌شدنش آگاه مىشود ، خود درپى اين كار مىافتد ، ولى به‌علت آشفتگى محيط اجتماعى تا مدتى موضوع را پنهان نگاه مىداشته است : زمانه سراسر پر از جنگ بود * به جويندگان بر ، جهان تنك بود برين گونه ، يكچند بگذاشتم * سخن را نهفته همى داشتم نديدم كسى كش سزاوار بود * بگفتار اين ، مر مرا يار بود سپس مىگويد يكى از دوستان شفيق و مهربان نامهء پهلوى ، يعنى اصل خداىنامه را نزد من آورد و مرا به تنظيم شاهنامه تشويق كرد .